تبليغاتX
خوانسار

خوانسار

محمد علی محراب بیگی

چند عکس قدیمی خوانسار

روزی روزگاری خوانسار

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 16:56  توسط محمد علی محراب بیگی  | 

سلام به همه وبلاگ نویسان عزیز

از لطف همه شما ممنونم

۱- اگر با مسئولان شهر خوانسار درباره همنشینی وبلاگ نویسان صحبت کردم اصلی ترین منظورم این بود که بتوانیم مسایل و یا مشکلات خودمان و شهر عزیزمان را به آنها گوشزد کنیم. والا اگه ما هزارتا جلسه برپا کنیم و یا ده هزارتا وبلاگ بنویسیم ولی گوش کسی شنوا نباشه اون وقت چه باید بکنیم؟؟

۲- با نظر آقای دادگستر موافقم اگر ایشان بتوانند هماهنگی لازم جهت برگزاری جلسه در دفترشان را هماهنگ کنند بسیار ممنون خواهیم بود. البته درباره تعداد شرکت کنندگان اصلا نمی تونم نظری بدم.

منتظر نظرات شما هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 10:9  توسط محمد علی محراب بیگی  | 

جلسه وبلاگ نویسی

سلام دوستان

ببخشید چند روزی است که سخت درگیر کار هستم. و دسترسی کمتری به اینترنت دارم.

من با مسئولین شورای شهر خوانسار درباره جاسه وبلاگ نویسان صحبت کردم. آنها می خواستند بداند موضوع ما چقدر جدی است.

اگه همه شما موافق هستید لطفا کامنت بگذارید. و در بلاگ خود هم درباره این موضوع بنویسید.

اگر مسیولین هم کمک نکردند می توانیم جلسه را در جایی دیگری برپا کنیم. مثلا در سرچشمه و یا هر جای دیگر. فقط قطعیت حضور خود را اعلام بفرمایید 

بزودی نتجیه را خواهم گفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 16:32  توسط محمد علی محراب بیگی  | 

همنشینی وبلاگ نویسان خوانساری

سلام به همه دوستان عزیز

پیشنهاد یک همنشینی وبلاگ نویسان خوانساری را به همه عزیزان می دهم. فکر کنم اگر همگی در جلسه کنار نظرات و پیشنهادات خود را ارائه کنیم می توانیم حرکتی مثبتی را انجام دهیم. منتظر نظرات همه شما دوستان و همشهریان عزیز هستم. پیشنهاد می دهم این جلسه در تارخ ششم مرداد ماه همزمان با میلاد مولا علی در خوانسار باشد.

لطفا نظرات خودتون را اعلام بفرمایید.

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 12:58  توسط محمد علی محراب بیگی  | 

آبیاری در خوانسار

این مطلب از وبلاگ یادشتهای یک حقوقدان http://lawyerboy.blogfa.com/ نقل قول می شود

چندی پیش با یکی از دوستان در خصوص کشاورزی صحبت میکردم که متاسفانه برخی اصطلاحات تخصصی خوانساری آن برای ایشان نامأنوس بود. لذا تعدادی از واژگان تخصصی آبیاری را در زیر توضیح میدهم.ضمن آرزوی موفقیت برای  آنان که نهال عشق را در دامن زمین آبیاری میکنند جهت تنویر افکار عمومی عرض مینمایم که با توجه به وفور الفاظ مستهجن در اصطلاحات تخصصی کشاورزی در خوانسار تشکیل حرفنگستانی به منظور پالایش این زبان توسط مسؤولین ذیربط میبایست  در اولویت قرار گیرد.با نهایت اکراه دو نمونه از این الفاظ قبیحه را بصورت مرموز در زیر آورده ام.از اینکه حقیر را در تدوین این سطور که کاری فرهنگی است یاری میکنید. پیشاپیش سپاسگزارم

                                                                         

اُویار: شخصی را گویند که وظیفه ی اُویاری را بر عهده دارد

اُویاری: عملی که اُویار انجام میدهد

وِر.ُ.و:منطقه ای استراتژیک که اُو از آنجا فیمابین اُویاران تقسیم میگردد یا یک اویار از آنجا اُو را بین نقاط مختلف رَز خود تقسیم می کند

قرُو:میانبری که اویار بویژه در خشکسالی استفاده میکند تا اُو زودتر به انتهای رَز برسد

وِسی: مقداری از انتهای رز که آب پس از بالا کردن ور..ُو همچنان در آن جریان دارد  

..یره: استوانه ای تو خالی و عریض از جنس سیمان که آب از آن وارد منازل و ... میشود.وجه تسمیه ی آن علیرغم شکل ظاهری نگارنده را به شدت شگفت زده نموده است

پن نومه: تجمع اُو در منطقه ای از جولوکه . پِن نومه بر دو نوع است.قسم اول ارادی: و آن زمانی است که اویار فشار اُو را کافی برای اُویاری نمیداند.قسم دویم غیر ارادی و آنست که جولوکه یا ..یره بر اثر اجسام خارجی مسدود شده و اُو زیادت نماید

..ین آُو: سهل انگاری(افراط) اویار در تخمین مقدار وِسی منجر به خروج آب و مخلفات از انتها(..ین) رَز به اراضی پایین تر میگردد

کِلاغ: سهل انگاری(تفریط) اویار در تخمین مقدار وسی که موجب خشک ماندن کرت های آخر و در دراز مدت از بین رفتن پوشش گیاهی میشود

کود زَق: نوعی مواد غذایی معطرو خوشمره  (البته برای درختان) 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 12:50  توسط محمد علی محراب بیگی  | 

دوچرخه سواري و ايرانگردي

بطور اتفاقي با بلاگ   دوچرخه سواري و ايرانگردي  http://cyclotourism.blogfa.com آشنا شدم يك زوج كه قصد دوچرخه سواري و ايرانگردي دارند و سفر خود را شروع كرده اند. اين مطلب از اينجا برام جالب بود كه هميشه در روياهايم  قصد اينكار را داشته ام و حتما روزي اين كار خواهم كرد. يعني با دوچرخه ايرانگردي خواهم كرد.

اين سفرنامه بسيار جذاب و جالب است  شروع سفر روز دوشنبه 17 اردي‌بهشت 1386 از فريدونشهر بوده است.  در اين وبلاگ مي خوانيد:

ما در اين وبلاگ درباره دوچرخه سواری و ايرانگردی می نويسيم.

 

تيم دو نفره ما در آغاز كار است. واقعيت اين است كه دلارام بيش از 6 سال كوهنوردي آماتوري كرده و 2 بار به  قله دماوند صعود كرده است، اما در زمينه دوچرخه سواري جاده تجربه‌اي ندارد. پرونده من هم خيلي پر نيست و شامل حداكثر 4 سفر بين شهري مي‌شود كه طولاني‌ترين آن‌ها فاصله اصفهان به شيراز، و مرتفع‌ترين آن‌ها سفر از اصفهان با ارتفاع 1575 متر به فريدونشهر –  بلندترين شهر ايران – با ارتفاع 2530 متر از سطح دريا  است. از اين رو ما ترجيح داديم اولين سفر مشتركمان را در مسيري كوتاه و مسطح برنامه‌ريزي كنيم.

 

من امیدوارم که آقا رسول و دلارا خانم موفق و موفقتر باشند.

جهت مطالعه سفرنامه ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 12:22  توسط محمد علی محراب بیگی  |